تبليغاتX
.
من:در همدان همايش حكمت سينوي  برگزار شد...

اگر قرار بود برای بیضایی همایش می گرفتند چی می شد؟!

آلن: زن و بچه مردم دارن رد می شن، عیبه!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 2:46 بعد از ظهر توسط افشین |

آی من خیلی لاو دارم دستم به این مترجم آن لاین های گوگل و غیره برسه... رسما فعل شریف...، رو روشون انجام بدم! ...

عزیزان من اینهمه رومن گاری پدرسوخته گفت: زبان سرچشمه سوء تفاهماته. ایچکی گوش نکرد. بیچاره لنی همش چوبشو خورد. باز باور نمی کنید؟ شما دیگه کی هستین بابا؟ اینا نمونه واقعی و مستدلش. همین آمنه خانم که یک دل نه صد دل خاطر خواه من شده ، رایانامه! برام فرستاده... ( در ضمن برا درک بیشتر موضوع، ترانه آمنه - آمنه مرحوم آغاسی خواننده شهیر آبادانی رو هم همزمان گوش بدید)...

 

سلام دوست عزیز دوست داشتنی من ،

اسم من آمنه ، مجرد ، دختر جوان ، آسان رفتن ، صادق ، دلسوز ، مودب ، فروتن ، با محبت ، آرام و جستجو برای یک فرد بالغ با حس خوب از شوخی و عشق ، بلکه به عنوان راهی برای دیدن از پاپ ، من ترک است بدانید است که شما ممکن است تعجب کردم که چگونه نشانی پست الکترونیکی شما بود ، در حالی که گشت و گذار خالص ، در واقع ، من آن را تحسین می مشتق شده و علاقه به استفاده از این رسانه با شما ارتباط برقرار بنابراین ، می تواند به شما لطفا سعی کنید تماس با من directlty در آدرس ایمیل بالا ، من باور ، ما را از اینجا آغاز شود ، به طوری که ما می توانیم دوستی ما از جمله ارسال عکسها من به طور مستقیم به صندوق ایمیل خود و همچنین جزئیات بیشتر در مورد خودم شما را در پاسخ بعدی من برای شما از too.hope را که می شنوید بیشتر soonest.

آمنه.

 

پ.ن۱: ، آسان رفتن ، این آسان رفتن یه چی تو مایه سریع پایین کشیدنه؟!

پ.ن۲:بلکه به عنوان راهی برای دیدن از پاپ ، مگه من دروازه قزوینم که راه دیدار آقااا باشم؟! 

پ.ن۳:فرد بالغ با حس خوب از شوخی و عشق !!! حال کردین خداییییش؟ دلتون بسوزه!

پ.ن۴:عزیزم من هم علی رغم رنگ و نژاد و ملیت آی لاو یو تو می باشم. خیلی خیلی هات است که ما توانستن کردیم داخل صندوق ایمیل همدیگر عشق را! من هم هوپ دارم خیلی سوون از یو  نیوز و یا عکسی ببنیم. ( لطف کرده نموده در حین حمام و یا پرو لباس بباشد من خیلی شاد خواهد شد!)

پ.ن۵:در ضمن باز هم از این گشت و گذار خالص!!! داشته باش.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط افشین |

 

من : من به هر جمعيتي نالان شدم       جفت بدحالان و خوشحالان شدم...

آلن: تا حالا سعی کردی، تو کوه های منجیل، رو به باد، سر پا بشاشی؟

من: هان؟!

آلن: یه بار سعی کن، خودت می فهمی چی می شه...

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 10:18 قبل از ظهر توسط افشین |

داشتم این کار گروه ( آبجیز) رو گوش می کردم... همون ترجیع بند معروفشون...

مرد که گریه نمی کنه...

مرد که گریه نمی کنه...

مرد که گریه نمی کنه...

مرد که گریه نمی کنه...

ولی این روزا مردها، حسابی مرد شدن که گریه می کنن...

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 8:48 قبل از ظهر توسط افشین |